آزادی بیان

فردریک کبیر ،که از سال ۱۷۴۰ تا ۱۷۸۶ بر کشور آلمان حکومت می کرد

معتقد به آزادی اندیشه بود و رشد فکری مردم را در گرو آن می دانست.

او یک روز سوار بر اسب با همراهانش از یکی از خیابان های برلین می گذشت،

گروهی از مخالفان اعلامیه تند و تیزی علیه او بر دیوار چسبانده بودند.

فردریک آن را به دقت خواند و گفت: “بی انصافها چقدر اعلامیه را بالا چسبانده اند

ما که سوار اسب هستیم آن را به راحتی خواندیم ولی افراد پیاده برای خواندنش به زحمت می افتند.

آن را بکنید و پایین تر بچسبانید تا راحت تر خوانده شود”.

یکی از همراهان با حیرت گفت: “اما این اعلامیه بر ضد شما و اساس امپراتوری است”.

فردریک با خنده پاسخ داد: “اگر حکومت ما واقعا به مردم ظلم کرده و آنقدر بی ثبات است که با یک اعلامیه چند خطی ساقط شود همان بهتر که زودتر برود و حکومت بهتری جای آن را بگیرد،

اما اگر حکومت ما بر اساس قانون و نیک خواهی و عدالت اجتماعی و آزادی بیان و قلم است

مسلم بدانید آنقدر ثبات و استحکام دارد که با یک اعلامیه از پا نیفتد."

پی نوشت : کاریکاتور از مانا نیستانی

مثل خودت باش


آرام باش بی شائبه، بی ترس،
مثل خودت باش
مثل تنها کسی که می توانی باشی

مالزی 13 اردیبهشت 1391
2 می 2012

برای گل یاس

سلام 
شعری بود که پارسال به مناسبتی گفته بودم الان مناسب حال بودم می زارم

ﻣﺰارھﺎ ﺑﮫﺎﻧﻪ اﺳﺖ ﺑﺮای دﻟﮫﺎﯾﯽ ﮐﻪ آرام ﻧﺪارﻧﺪ

ﯾﺎس ﮐﺎﺷﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد

رﺷﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮔﻞ ﻣﯽ دھﺪ

ﯾﺎس ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ

ﺑﺮ دﻟﯽ ﮐﻪ ﯾﺎس را ﺑﻔﮫﻤﺪ

ﻧﻪ ﻣﺰارش را

...

اردیبهشت 90 التماس دعا