توصیه‌های طب سنتی برای پیشگیری از عطش در فصل تابستان

استفاده از موارد زیر در پیشگیری از عطش در فصول گرم کمک می کند:

  1. ماءالشعیر طبی؛ نوشیدنی فوق العاده

ماءالشعیر طبی

ماءالشعیر طبی

طبیعت عصاره طبی جو که اصطلاحا به ماءالشعیر طبی نیز معروف است، سرد و تر است و تسکین دهنده خوبی برای عطش است و همه فرآورده‌هایی که از جو به دست می‌آیند؛ طبیعت سردی دارند. این نوشیدنی بسیار مناسب برای افرادی است که با شروع فصل بهار دچار احساس گرمی و عطش و خارش کل بدن می‌گردند.

ماءالشعیر طبی غذایی دوایی است و خاصیت رطوبت بخشی دارد و برای تب و بیماریهای گرم در گرم مزاجان، مثل التهاب و ورم گرم ریه که همزمان گوارش سالمی دارند، بسیار مفید است. و ورم گرم ریه که همزمان گوارش سالمی دارند، بسیار مفید است.

طرز تهیه ماءالشعیر طبی را می توانید از اینجا مطالعه کنید.

دکتر مینا محبی (متخصص طب سنتی ایرانی)
 

2. تخم شربتی

تخم شربتی

تخم شربتی

شربت تخم شربتی یک نوشیدنی ساده و سالم است که سرشار از ویتامین ها، کلسیم، پتاسیم و آنتی اکسیدان هاست و برای رفع عطش در فصل تابستان طرفداران زیادی دارد. این دانه دارای طبعی گرم است.

مزایای تخم شربتی:

خنک کننده و رفع کننده عطش:

تخم شربتی دارای خاصیت خنک کنندگی است و دمای بدن را کاهش داده و به رفع عطش کمک می کند.

تامین انرژی روزانه:

خوردن شربت تخم شربتی به همراه غذا سبب می شود مواد نشاسته ای به تدریج قند موجود در خود را آزاد کنند و شما در طول روز از انرژی لازم برخوردار خواهید بود.

تنظیم قند خون:

تخم شربتی به همراه آب لیموی تازه یک نوشیدنی سالم است که باعث تنظیم قند خون می شود.

خوشبو کننده دهان:

تخم شربتی در طول روز باعث خوشبویی دهان می شود. تخم شربتی به دلیل خواص ضد قارچی، ضد باکتری، ضد ویروسی، ضد میکروبی برای پیشگیری از زخم دهان، نفس بد بود، پلاک و پوسیدگی دندان مفید است.

دکتر حماسه تواهن (متخصص طب سنتي ایرانی)

ادامه متن را در اینجا مطالعه کنید.

جان های پاک

سلامٌ على أرواح طاهرة أبت الموت
إلا شرفاً و وفت

سلام بر روح و جان هاي پاكي كه
چيزي جز شرف از مرگ نخواستند
و وفات یافتند...

قطعه ای از کتاب

گمان می برم که اگر خداوند . صد هزار گونه خنده می آفرید اما رسم اشک ریختن را نمی آموخت . قلب حتی تاب ده روز تپیدن را هم نمی آورد …

#آتش_بدون_دود
#نادر_ابراهیمی

اسب های خسته را هرگز به تاختن وادار مکن. چرا که آنها فقط به سوی مرگ خواهند تاخت.

#آتش_بدون_دود
#نادر_ابراهیمی

قطعه ای از کتاب

هریک از ما چیزی از دست می‌دهیم که برایمان عزیز است. فرصت‌های از دست رفته، امکانات از دست رفته، احساساتی که هرگز نمی‌توانیم برشان گردانیم. این قسمتی از آن چیزی است که به آن می‌گویند زنده بودن. اما در درون کله‌ی ما دست‌کم این جایی است که من تصور می‌کنم جای کمی هست که این خاطرات را در آن بیانباریم. اتاقی با قفسه‌هایی نظیر این کتابخانه. و برای فهم کارکرد قلب‌مان باید مثل کتابخانه فیش درست کنیم. باید چندی به چندی از همه چیز گردگیری کنیم. بگذاریم هوای تازه وارد شود و آب گلدان‌های گل را عوض کنیم. به عبارت دیگر، همیشه در کتابخانه‌ی خصوصی خودت به سر می‌بری.

کافکا در کرانه
هاروکی موراکامی

حاج ملّا علی کنی و قاآنی شیرازی

شخصی نقل می کرد: قاآنی، اهل شیراز و شاعر دربار بود. وقتی از دنیا رفت، نزد مرحوم حاج ملّا علی کنی به عنوان بزرگ ترین عالم تهران می روند و از ایشان درخواست می کنند که بر وی نماز بگزارد ولی چون قاآنی به مَلاهی مبتلا بود، ملّا علی قبول نمی کند. برای ملّا علی نقل می کنند که بر روی قلمدان قاآنی این شهر نوشته شده بود:

شرمنده از آنیم که در روز مکافات

اندر خور عفو تو نکردیم گناهی

همین سبب می شود که ملّا علی کنی بپذیرد و بر قاآنی نماز بگزارد.

قاآنی در حرم حضرت عبدالعظیم نزدیک قبر ابوالفتوح رازی دفن شده است.

نیت عمل

حکایتی را درباره ی حاج ملا احمد و مرد درویش نقل می کنیم:
گویند که او فرزندی داشت که به او علاقه مند بود، و او مریض شد به طوری که حاجی از سلامتیش مأیوس گشت و بی اختیار از خانه بیرون زد و در میان کوچه های کاشان راه می رفت که ناگهان درویشی نمایان شد و به حاجی سلام کرد و عرض کرد «چرا پریشانی؟» حاجی فرمود که «فرزندم مریض است و از او ناامید شده ام» درویش گفت: «این که مطلب آسانی است» پس عصای نیزه دارش را به زمین زد و سوره ی حمد را بدون قرائت و شرایطش خواند و نفسی دمید و گفت: «حاجی برو که پسرت شفا یافت.» چون او به خانه برگشت. دید که فرزندش عرق کرده و صحت یافته، بسیار تعجب نمود، کسی را دنبال درویش فرستاد، تمام خیابان ها و کوچه ها را گشتند، اما درویش را پیدا نکردند. بعد از هفت الی هشت ماه روزی در میان کوچه ای آن درویش را دید و به او فرمود: «ای درویش تو مردی هستی که در طریقت قدم زده ای و صاحب نفسی، اما آن روز سوره ی حمد را خوب تلاوت نکردی و قرائت تو صحیح نبود، البته در تعلیم و تعلم احکام شریعه ساعی باش!»
درویش به او گفت: «اکنون که حمد ما مورد پسند تو نشد آن را واپس می خوانیم.»
پس عصاش را به زمین کوبید و دوباره حمد را تلاوت کرد و نفسی زد و گفت: «برو!»
حاجی به خانه آمد، دید پسرش مریض شد و به همان مرض وفات یافت.

 

پی نوشت: ماه رمضانتون مبارک، التماس دعا از همه عزیزان 

عدالت خدا

ﺯﻧﯽ ﺧﺪﻣﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﺩﺍﻭﺩ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺁﯾﺎ ﺧﺪﺍ ﻋﺎﺩﻝ ﺍﺳﺖ؟ !
ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﻋﺎﺩﻝ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ،
ﭼﻪ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﺭﺍ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯽ؟ !
ﺯﻥ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ ﺑﯿﻮﻩ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ 3ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺩﺍﺭﻡ ، ﺑﻌﺪﺍﺯ ﻣﺪﺗﻬﺎ طناب ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺑﺎﻓﺘﻪ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻣﯿﺒﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﺑﺎ ﭘﻮﻟﺶ ﺁﺫﻭﻗﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﺍي ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺍﻡ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺍﯼ طناب ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﺭﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﻭﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺍﻻﻥ ﻣﺤﺰﻭﻥ ﻭ ﺑﯽ ﭘﻮﻝ ﻭ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﯾﻢ ...
ﻫﻨﻮﺯﻡ ﺻﺤﺒﺖ ﺯﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩ ،
درب خانه حضرت داوودرا زدن، وايشان اجازه ورود دادند،
ده نفر از تجار وارد شدند و هرکدام کيسه صد ديناري رو مقابل حضرت گذاشتن، و گفتن اينهارو به مستحق بدهيد.
حضرت پرسيد علت چيست؟؟؟
ايشان گفتند در دريا دچار طوفان شديم ودکل کشتي اسيب ديد وخطر غرق شدن بسيار نزديک بود که درکمال تعجب پرنده اي طناب بزرگ به طرف ما رها کرد. و با ان قسمتهاي اسيب ديده کشتي را بستيم.ونذر کرديم اگر نجات يافتيم هر يک صد دينار به مستحق بدهيم.
حضرت داوود رو به آن زن کرد و فرمود:
خداوند براي تو از دريا هديه ميفرستد، و تو او را ظالم مي نامي.
اين هزار دينار بگير و معاش کن و بدان خداوند براي حال تو بيش از ديگران آگاه هست...
خالق من بهشتي دارد،
«نزديک
زيبا و بزرگ»...
و دوزخي دارد به گمانم «کوچک و بعيد»
و در پي دليلي ست که ببخشد ما را،،،
گاهي به بهانه دعايي در حق ديگري...
شايد امروز آن روز بي دليل باشد،،،

تذكره الاوليا

ابوالحسن خرقانی می گوید:
جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد...!!!

اول:مرد فاسدی از کنارم گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد!!!
او گفت؛ای شیخ ! خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد شد...!!!

دوم:مستی دیدم که افتان و خیزان در جاده های گل آلود میرفت...
به او گفتم؛قدم ثابت بردار تا نلغزی!
گفت؛من بلغزم باکی نیست...
به هوش باش تو نلغزی شیخ!!!که جماعتی از پی تو خواهند لغزید...

سوم:کودکی دیدم که چراغی در دست داشت.
گفتم؛این روشنایی را از کجا آورده ای؟!
کودک چراغ را فوت کرد و آنرا خاموش ساخت و
گفت؛تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟!

چهارم:زنی بسیار زیبا که در حال خشم از شوهرش شکایت می کرد!
گفتم؛اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن!!!
گفت؛من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بی خود شده ام که از خود خبرم نیست،تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری ؟!!!

تذکره اولیاء عطارنیشابوری

از عمر سعد شدن بايد ترسيد

دکتر شریعتی : در حادثه کربلا با سه‌ نمونه شخصیت روبرو می‌شویم. اول : حسین (ع) حاضر نیست تسلیمِ حرفِ زور شود. تا آخر می‌‌ایستد. خودش و فرزندانش کشته می‌شوند. هزینه انتخابش را می‌‌دهد و به چیزی که نمی‌خواهد تن‌ نمی‌‌دهد. از آب می‌گذرد، از آبرو نه‌ دوم : یزید همه را تسلیم می‌خواهد. مخالف را تحمل نمی‌‌کند. سرِ حرفش می‌‌ایستد. نوه‌ پیغمبر را سر می‌‌ٔبرد. بی‌ آبرویی را به جان میخرد و به چیزی که می‌‌خواهد می‌رسد سوم : عمرِ سعد به روایتِ تاریخ تا روز ٨ محرّم در تردید است. هم خدا را می‌خواهد هم خرما، هم دنیا را می‌خواهد هم اخرت. هم می‌خواهد حسین (ع)را راضی‌ کند هم یزید را. هم اماراتِ ری را می‌خواهد،هم احترامِ مردم را. نه‌ حاضر است از قدرت بگذرد،نه‌ از خوشنامی. هم آب می‌خواهد هم آبرو. دستِ آخر اما عمرِ سعد تنها کسی‌ است که به هیچکدام از چیزهایی که می‌خواهد نمی‌‌رسد. نه سهمی از قدرت می‌‌برد نه‌ از خوشنامی ما آدمهایِ معمولی‌ راستش نه جرات و ارادهِ حسین (ع) شدن را داریم ، نه قدرت و ابزارِ یزید شدن را اما در درونِ همه ما یک عمرِ سعد هست! بیش از همه از عمر سعد شدن باید ترسید !!!

چند جواب

ابوالحسن خرقانی می گوید:
جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد...!!!

اول:مرد فاسدی از کنارم گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد!!!
او گفت؛ای شیخ ! خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد شد...!!!

دوم:مستی دیدم که افتان و خیزان در جاده های گل آلود میرفت.
به او گفتم؛قدم ثابت بردار تا نلغزی!
گفت؛من بلغزم باکی نیست، به هوش باش تو نلغزی شیخ!!!که جماعتی از پی تو خواهند لغزید.

سوم:کودکی دیدم که چراغی در دست داشت.
گفتم؛این روشنایی را از کجا آورده ای؟!
کودک چراغ را فوت کرد و آنرا خاموش ساخت وگفت؛تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟!

چهارم:زنی بسیار زیبا که در حال خشم از شوهرش شکایت می کرد!
گفتم؛اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن!!!
گفت؛من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بی خود شده ام که از خود خبرم نیست،تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری ؟!!!

"تذکره اولیاء عطارنیشابوری "

مسابقه طراحی آرم گوگل

سلام

طبق سالهای قبل گوگل مسابقه طراحی آرم گذاشته برای کودکان 6-12 سال (the 2014 Doodle 4 Google competition) گذاشته که تا 20 مارچ (تقریباً اول فروردین ) فرصت دارید در این مسابقه شرکت کنید.


پس اگه از دوستان، آشنایان، فامیل کسی رو با این شرایط دارید حتماً بهش این مسابقه رو معرفی کنید که جوایز خوبی هم داره.

لینک مسابقه : مسابقه آرم گوگل

ویزای مالزی برای دانشجویان خارجی

سلام
آخرین اطلاعت از ویزای مالزی برای دانشجویان خارجی

دوستان عزیز پیرو سوالات متعدد شما، جزئیات مربوط به صدور ویزا برای دانشجویان اینترنشنال رو که از متن اصلی ترجمه کردم براتون منتشر میکنم:

از تاریخ اول ژانویه 2014 کلیه دانشجویان اینترنشنال موظف می باشند نسبت به اخذ ویزا با رفرنس (VDR) قبل از ورود به مالزی اقدام نمایند.
اما VDR چیست؟
VDR به ویزایی اطلاق می گردد که توسط سفارتخانه یا کنسولگری های مالزی در سرتاسر دنیا به شهروندان غیر مالزیایی اعطا می گردد تا بعد از تائید توسط اداره مهاجرت مالزی قادر به ورود به مالزی باشند.
به منظور دریافت VDR نیاز به انجام مراحل (سه مرحله) زیر می باشد:
1- داوطلب باید نسبت به اخذ نامه تائیدیه (Approval Letter) از اداره مهاجرت مالزی اقدام نماید. بدین منظور لازم می باشد مدارک زیر به دپارتمان امور دانشجویان بین الملل دانشگاه ارسال گردد:
- تکمیل فرم IM-14 که از نشانی زیر قابل دریافت می باشد:
http://www.imi.gov.my/images/borang/Pas/IM14.pdf
- کپی تمامی صفحات پاسپورت داوطلب شامل صفحه اول و آخر جلد آن.
- دو عدد عکس پرسنلی پاسپورت سایز با پشت زمینه آبی.
- کپی نامه پذیرش داوطلب (offer letter).
-فرم گزارش معاینات پزشکی داوطلب.
- کپی مدارک تحصیلی (به زبان انگلیسی!).
- رسید پرداخت حق بررسی فرم VDR (فعلا معادل 65 دلار آمریکا هست و انشاالله که بیشتر نشه).
بعد از دریافت مدارک فوق و صدور فرم VDR، دانشگاه آن را به آدرس داوطلب ارسال خواهد نمود.
2- داوطلب بعد از دریافت فرم VDR بایستی ظرف مدت سه ماه از تاریخ صدور فرم، با مراجعه به نزدیکترین سفارتخانه یا کنسولگری مالزی جهت دریافت ویزای یکطرفه (Single Entry Visa) اقدام نماید. بدین منظور مدارک زیر لازم می باشد:
-تکمیل و امضای فرم تقاضای ویزا (در محل سفارتخانه/کنسولگری موجود می باشد).
- اصل و کپی پاسپورت داوطلب (پاسپورت باید از تاریخ مسافرت به مدت حداقل 18 ماه بعد از آن اعتبار داشته باشد).
- 4 عدد عکس پرسنلی پاسپورت سایز.
- بلیط تائید شده مسافرتی داوطلب به همراه جزئیات و شماره بلیط.
- اصل نامه VDR که از طرف اداره مهاجرت مالزی صادر گردیده است.
- نامه پذیرش تحصیلی داوطلب.
- رسید پرداخت حق صدور ویزا و هزینه های مربوط به سفارتخانه/کنسولگری.
3- داوطلب موظف به ورود به مالزی در مدت سه ماهه تعیین شده می باشد. به محض ورود داوطلب به او ویزای سوشال داده خواهد شد (دقت فرمائید که مدت اعتبار این ویزا بین 30 تا 90 روز متغیر می باشد).
- به منظور تبدیل ویزای سوشال به دانشجویی، داوطلب باید در یکی از دانشگاه های مالزی به عنوان دانشجو ثبت نام نماید و انجام فرآیندهای آتی بعهده دانشگاه خواهد بود.
- مدارک لازم جهت ثبت نام توسط هر دانشگاه اعلام می گردد.

** این متن صرفا" ترجمه شخصی بنده می باشد و توصیه می گردد جهت اطلاع از آخرین قوانین با سفارتخانه مالزی در ایران تماس برقرار نمائید.
** لطفا جهت اطلاع هموطنان گرامی از آخرین قوانین مهاجرتی، این مطلب را به اشتراک بگزارید.

پی نوشت: این متن از پیج فیسبوک یکی از دانشگاههای مالزی برداشته شده است
پی نوشت 2: این متن اطلاعات تکمیلی پست قبل می باشد 

متن اصلی در مورد ویزای مالزی برای دانشجویان خارجی (فایل مذکور پی دی اف می باشد) : اینجای

یه سری تجربه های تخصصی کامپیوتری

سلام به مدت هست کار دوست دارم با ویندوز سرور 2012 (Windows Server 2012) لذا نیاز داشتم تا با نصب یه ماشین مجازی مثل Vmware یا virtual Box ویندوز سرور رو روی این حالت نصب کنم تا از ویندوز اصلی خودم هم بتونم استفاده کنم. 
لذا Vmware workstation 10 رو نصب کردم و بعد فایل Iso ویندوز رو روی این باید نصب کنم تو مورد اول یک پیغام خطا Install VT به من داد که بعد از پرسه جو و گوگل کردن فهمیدم که باید در قسمت بایوس دستگاه این امکان رو که غیر فعال شده ابتدا فعال کنم.

بعد رفتم تو حوزه نصب ویندوز که اونجا هم یه پیغام خطا داد مبنی بر نداشتن لایسنس که این قضیه رو هم با گوگل کردن پیدا کردم و الحمدالله درست شد اما اگه در این مورد بخواید بدونید اینجا می تونید بخونید.  به این ترتیب که: 
1. اولاً که با استفاده از نصب راحت ویندوز رو نصب نکنید 
2. برید به تب Home وی ام ویر یک Virtual Machine جدید ایجاد کنید 
3. تیک Typical رو بزنید و بعد دکمه NExt 
4. تیک I will install the operating system later بزنید و دکمه Next


5. Microsoft Windows under Guest operating system رو انتخاب کنید و نسخه یا ورژن ویندوز سرور 2012 رو انتخاب و بعد دکمه Next رو کلیک کنید.

6. مکانی که می خواید فایل رو ذخیره کنید انتخاب و بعد دکمه Next رو بزنید 
7.  میزان فضای خالی مورد نیاز (پیش فرض 60 گیگ ) را انتخاب و بعد دکمه Next رو بزنید 
و در آخر دکمه پایان
8. حالا برید تو Setting برید یا (Ctrl+D) سپس برید به قسمت CD/DVD نصب کننده رو که فایل Iso هست انتخاب و دکمه Ok  رو بزنید 
حالا در مرحله آخر دکمه power on/play بزنید و ویندوز رو نصب کنید 
امیدوارم بدردتون بخوره 
موفق باشید.

نشانه های اندیشیدنی 2

سلام 
همانطور که قبلاً در پست نشانه های اندیشیدنی گفتم در حال خواندن ترجمه فارسی قرآن هستم 
اگر آیه هایی جالب و اندیشیدنی ببینم براتون می زارم

 "سوگندهایتان را وسیله تقلّب و خیانت در میان خود قرار ندهید، مبادا گامی بعد از ثابت‌گشتن (بر ایمان) متزلزل شود؛ و به خاطر بازداشتن (مردم) از راه خدا، آثار سوء آن را بچشید! و برای شما، عذاب عظیمی خواهد بود!"

سوره نحل آیه 94
ترجمه مکارم شیرازی

"و هر گاه خواستید مجازات کنید، تنها بمقداری که به شما تعدّی شده کیفر دهید! و اگر شکیبایی کنید، این کار برای شکیبایان بهتر است."
سوره نحل آیه 126
ترجمه مکارم شیرازی


"اگر نیکی کنید، به خودتان نیکی می‌کنید؛ و اگر بدی کنید باز هم به خود می‌کنید. ..."

سوره اسراء آیه 7
ترجمه مکارم شیرازی

التماس دعا

نشانه های اندیشیدنی

سلام 
مدتی است قرآن را با ترجمه می خونم تا بهتر متوجه بشم 
و مدتی است که یه سری آیه ها رو که به نظرم آدم رو بیشتر به فکر می بره با دوستان در میان میزارم گفتم بیام اینجا هم این آیه ها رو بزارم امیدوارم بدرد دوستان بخوره.
حالا شروع می کنیم :

"سخن ما درباره چیزی که اراده‌اش را کرده‌ایم فقط این است که به آن می‌گوییم موجود شو، و بی‌درنگ موجود می‌شود" 

سوره نحل آیه 40
ترجمه خرمشاهی

"آنچه از نعمتها دارید، همه از سوی خداست! و هنگامی که ناراحتی به شما رسد، فقط او را می‌خوانید!(امّا) هنگامی که ناراحتی و رنج را از شما برطرف می‌سازد، ناگاه گروهی از شما برای پروردگارشان همتا قائل می‌شوند."

سوره نحل آیه های ۵۳ و۵۴

ترجمه مکارم شیرازی

"و اگر خداوند مردم را بخاطر ظلمشان مجازات می‌کرد، جنبنده‌ای را بر پشت زمین باقی نمی‌گذارد؛ ولی آنها را تا زمان معیّنی به تأخیر می‌اندازد. و هنگامی که اجلشان فرا رسد، نه ساعتی تأخیر می‌کنند، و نه ساعتی پیشی می‌گیرند."

سوره نحل آیه 61
ترجمه مکارم شیرازی

التماس دعا

گویا دلی به مقصد دلخواه می رود

این جزر و مد چیست که تا ماه می رود؟

دریای درد کیست که در چاه می رود؟

این سان که چرخ می گذرد بر مدار شوم
بیم خسوف و تیرگی ماه می رود

گویی که چرخ بوی خطر را شنیده است
یک لحظه مکث کرده، به اکراه می رود

آبستن عزای عظیمی است کاین چنین
آسیمه سر نسیم سحرگاه می رود

امشب فرو فتاده مگر ماه از آسمان
یا آفتاب روی زمین راه می رود؟

در کوچه های کوفه صدای عبور کیست؟
گویا دلی به مقصد دلخواه می رود

دارد سر شکافتن فرق «آفتاب»
آن سایه ای که در دل شب راه می رود

قیصر امین پور

به یاد ما هم باشید
التماس دعا

بانک سامان ، دومین بانک عرضه کننده ارز دانشجویان غیربورسیه معرفی شد  

بانک سامان ، دومین بانک عرضه کننده ارز دانشجویان غیربورسیه معرفی شد

 ۷ آذر ۱۳۹۱

   به گزارش روابط عمومی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران با هدف ارتقاء‌ خدمت رسانی به دانشجویان غیربورسیه از این پس ، بانک سامان نیز علاوه بر بانک تجارت ارز مورد نیاز دانشجویان غیربورسیه راعرضه خواهد کرد .

منبع : بانک مرکزی

جشن دیوالی یا دیپاولی، جشن نور

سلام امروز جشن دیوالی یا دیپاولی هندی هاست 
مطلبی رو در این مورد براتون میزارم 
اینجا برای تمام اقوام ساکن جشن های اصلیشون تعطیل رسمیه 
و یه چند شب هست که صدای ترقه و آتیش بازی سکوت شب رو خراب کرده :) بازهم خوبه مردم شادن :)

دیوالی یک جشنواره پنج روزه هندوها است که در سراسر هند اجرا می‌شود و تاریخ اجری آن به زمانهای پیش از تاریخ بازمی‌گردد.

این جشنواره پنج روزه بر اساس گاهشماری هندی، در روز پانزدهم کارتیکا آغاز می‌شود. از آنجایی که محاسبه ماههای هندی، قمری است؛ تاریخ دیوالی در تقویمهای دیگر متغیر است. .

طی روزهای قبل از جشن، تمام خانه‌ها پاکیزه و مرتب شده و پنجره‌ها برای خوشامدگویی به لاکشمی (Lakshmi)، الهه توانگری و کامیابی گشوده می‌شوند.

نام دیوالی، تحریف شده واژه دیپاوالی (Deepavali) – دیپا به معنی نور و آوالی به معنای ردیف و صف - و در کل به معنای صفی از نور است. درواقع نمایش نور در این جشنواره یکی از جذابترین بخش‌های آن است. تمام خانه‌ها، از فقیرانه‌ترین کلبه‌ها تا اشرافی‌ترین کاخها، با نور نارنجی رنگ فانوسهایی به نام دیا (Diya) برای تبریک و سلام به لاکشمی روشن می‌شوند.

فانوس یا دیپ (Deep)، نشانه دانش است و افروختن چراغ دانش در بین مردم به معنای درک فلسفه هر روز خاص از این جشنواره و به عمل درآوردن این فلسفه، در زندگی روزمره‌است.

طرحهای الوان رنگولی (Rangoli نقوشی سنتی و بسیار زیبا که در روزهای عید و مناسبتها، از دیرباز برای تزیین کف اتاق، حیاط و درگاه خانه‌ها، برای خوشامد گویی به خدایان ترسیم می‌شده‌است.این نقاشیها با پودرهای رنگ و توسط زنان اجرا می‌شده‌است)، گل آرایی و آتش بازی، این فستیوال را که پیام آور شادی، نشاط و خوشبختی در سال جدید است، از شکوه و زیبایی خاصی برخوردار می‌کند.

جشنواره دیوالی در ابعاد وسیع و تقریباً در تمام مناطق هند برگزار می‌شود و درواقع، پیش درآمد سال نو است. دیوالی حتا در کشورهایی چون تایلند، ترینیداد، سیام و مالزی نیز- با تفاوتهایی- اجرا می‌شود.


به یاد استاد حمید سمندریان

سلام
دیروز به قدری دلم گرفت که نتونستم جلوی اشکام رو نگیرم همینطور شر شر ریخت 
همیشه دوست داشتم استاد بزرگ تئاتر و بازیگری ایران رو ببینم که نشد 
استاد حمید سمندریان همیشه توی مدتی که سر در آوردم سینما و تئاتر چیه این اسم رو می شنیدم ،
حیف حیف حیف 
چیزی برای گفتن بیشتر ندارم خدا داره نعمت های بزرگی که به ملت ما داده بود رو از ما می گیره چون قدرش رو ندونستیم.

در ادامه نوشته استاد رضا کیانیان رو میزارم :


راست می‌گی دلم گرفت و بارانی شد.. با ابرهای سیاه آمیخت.. اما به مرگ او حسودی کردم
با آبرو رفت
کم درد کشید و رفت
کسی آرزوی مرگش را نکرد و رفت
شیمی‌درمانی نکرد و رفت
آلزایمر نگرفت و رفت
تا دو هفته قبل از رفتنش نمایش‌های روی صحنه را می‌دید
هنوز از شوق تئا‌تر لبریز بود.
با اشتیاق «بازی استریند برگ» را تحلیل می‌کرد.. یک تحلیل امروزی و متفاوت با اجراهای قبلی. 
همین دو هفته‌ آخر که بیشتر خواب بود یا خودش را به خواب می‌زد تا صحبتی از تئا‌تر می‌شد می‌نشست و با اشتیاقی که فقط برای یک آدم سالم تعریف می‌شود داد سخن می‌داد. 
و به من که قرار بود نقش «ادگار» را در همین نمایش بازی کنم، می‌گفت اگر گاهی «ادگار» به جایی که ما نمی‌دانیم کجاست خیره می‌شود...... به مرگ خیره شده است بعد می‌خندید و می‌گفت اگر زنده موندم بیشتر حرف می‌زنیم. هم می‌دانست دارد می‌میرد و هم به مرگ لبخند می‌زد.»

روحشون شاد 
یادشون گرامی 
امیدوارم بیش از پیش قدر داشته هامون رو بدونیم قبل از دست دادنشون بیدار شیم از این خواب غفلت.

پی نوشت : عکس استاد با رضا کیانیان در مراسم مرحوم احمد آقالو هست یاد ایشان هم گرامی :(

آزادی بیان

فردریک کبیر ،که از سال ۱۷۴۰ تا ۱۷۸۶ بر کشور آلمان حکومت می کرد

معتقد به آزادی اندیشه بود و رشد فکری مردم را در گرو آن می دانست.

او یک روز سوار بر اسب با همراهانش از یکی از خیابان های برلین می گذشت،

گروهی از مخالفان اعلامیه تند و تیزی علیه او بر دیوار چسبانده بودند.

فردریک آن را به دقت خواند و گفت: “بی انصافها چقدر اعلامیه را بالا چسبانده اند

ما که سوار اسب هستیم آن را به راحتی خواندیم ولی افراد پیاده برای خواندنش به زحمت می افتند.

آن را بکنید و پایین تر بچسبانید تا راحت تر خوانده شود”.

یکی از همراهان با حیرت گفت: “اما این اعلامیه بر ضد شما و اساس امپراتوری است”.

فردریک با خنده پاسخ داد: “اگر حکومت ما واقعا به مردم ظلم کرده و آنقدر بی ثبات است که با یک اعلامیه چند خطی ساقط شود همان بهتر که زودتر برود و حکومت بهتری جای آن را بگیرد،

اما اگر حکومت ما بر اساس قانون و نیک خواهی و عدالت اجتماعی و آزادی بیان و قلم است

مسلم بدانید آنقدر ثبات و استحکام دارد که با یک اعلامیه از پا نیفتد."

پی نوشت : کاریکاتور از مانا نیستانی

پشت پرده بانک‌هایی که ارز دانشجویی نمی‌دهند

24 اسفند 1390 ساعت 11:01

در حالی که دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در دانشگاههای خارج در انتظار دریافت ارز دانشجویی از بانک های داخل کشور هستند، هر کدام از بانک های عامل سریال جداگانه ای را برای پرداخت یا عدم پرداخت ارز دانشجویی کارگردانی می کنند.

به گزارش مهر، در ادامه مشکلات دانشجویان برای دریافت ارز تحصیلی و عدم پاسخگویی درست بانک مرکزی و وزارت علوم برای این منظور، خبرنگار مهر به ۱۰ شعبه بانک هایی که براساس بخشنامه بانک مرکزی ملزم به ارائه ارز دانشجویی بودند، مراجعه کرد.

براساس مشاهدات میدانی خبرنگار مهر، هر چند بانک مرکزی به ظاهر بخشنامه ای برای پرداخت ارز دانشجویی صادر کرده اما تاکنون بنا به دلائل مختلف، ارز مذکور به اکثر دانشجویان متقاضی تعلق نگرفته و این بخشنامه هیچ محلی از اعراب نداشته است.

روسای شعب این بانک ها در گفتگو با خبرنگار مهر، دلایل مختلف عدم پرداخت ارز را اعلام کرده اند که در این میان برخی بانک ها هم هرچند به ظاهر ارز می دادند اما برای خود قوانین و مقررات نانوشته ای به منظور ارائه ارز دارند که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.

بانک سامان: کمبود اعتبار ارزی داریم

علیرغم اینکه بانک سامان هفته گذشته اعلام کرد تمام شعب خود را مجهز به پرداخت ارز دانشجویی کرده، یکی از شعب این بانک که خبرنگار مهر به آن رفت، اعلام کرد که بر اساس بخشنامه اداره مرکزی، بانک مذکور به هیچ دانشجوی متقاضی، ارز تحصیلی نمی دهد و این موضوع حتی تا بعد از عید و پیش از صدور هر گونه بخشنامه جدیدی از سوی اداره مرکزی بانک سامان معلق است.

این مقام مسئول بانک سامان علت مشکلات پیش آمده را کمبود ارز دانشجویی و مشکلات روز اقتصادی اعلام کرد. وی همچنین افزود که پرداخت ارز به علت کارمزدی که عاید بانک ها می کند در واقع به نفع شان است اما وقتی موجودی ارزی وجود نداشته باشد، نمی توان ارز داد.

این در حالیست که خانواده یکی از دانشجویان متقاضی ارز در اصفهان به خبرگزاری مهر اطلاع داد بانک سامان هم اکنون در برخی شعب خود بیش از هزار نفر را که البته از آشنایان  کارمندان این بانک هستند به منظور پرداخت ارز در نوبت نگه داشته اما برای مردم عادی بهانه های دیگری می تراشند تا ارز ندهند.

بانک صادرات: وظیفه ای در قبال ارز دانشجویی نداریم

هر چند این جمله "در این شعبه همه گونه ارز ارائه می شود" بالای درب ورودی یکی از شعب بانک صادرات خودنمایی می کند اما رئیس شعبه این بانک با لبخند و در پاسخ به این پرسش که آیا ارز دانشجویی در این شعبه ارائه می شود یا خیر اعلام کرد که ارز تحصیلی و مسافرتی در این شعبه به این علت که بانک صادرات هم اکنون به بخش های دیگر و مرتبط ارزی توجه دارد نه ارز دانشجویی، از پرداخت این ارز خودداری می کند.

بانک پارسیان: پرداخت ارز تنها در شعب ارزی و ریالی

رئیس یکی از شعب ارزی و ریالی بانک پارسیان نیز در گفتگوی خود با مهر هر چند اعلام کرد که شعب ارزی و ریالی بانک پارسیان ارز مورد نیاز دانشجویان را پرداخت می کنند اما این شعبه از بانک پارسیان به دلیل نداشتن اعتبارات کافی ارزی، نمی تواند خدمتی به دانشجویان ارائه دهد.

بانک پاسارگاد: ارز بعد از عید

کارمند شعبه بانک پاسارگاد با بیان جملات کوتاهی اعلام کرد که دانشجویان با در دست داشتن معرفی نامه از وزارت علوم می توانند از ۱۵ فروردین برای دریافت ارز به این بانک مراجعه کنند و اعتبار هم موجود است.

بانک ملت: شعب مستقل با نوبت ارز می دهند

خبرگزاری مهر پیش از این در گزارش های خود در حالی از عدم ارائه ارز در بانک ملت با انتشار بخشنامه این بانک خبر داد که دو شعبه این بانک اعلام کردند دانشجویان با دریافت نوبت در شعبات مستقل یا همان شعبات ارزی و ریالی می توانند ارز بگیرند.

مسئول یکی از بخش های ارزی این بانک در گفتگو با مهر اعلام کرد که برای این بانک تنها معرفی نامه وزارت علوم ملاک است و به تمام دانشجویانی که در نوبت قرار گرفته باشند ارز می دهد.

یکی دیگر از شعبه های بانک ملت نیز اعلام کرد که تا ۲۰ فروردین ماه این نوبت ها تکمیل شده و اگر در این روزها دانشجویی به این شعبه برای دریافت ارز مراجعه کند به علت تعدد متقاضیان تا تاریخ ذکر شده امکان دریافت ارز ندارد.

همچنین نشانی محل سکونت برای این شعبات یکی از شروط پرداخت ارز به شمار می آید.

از سوی دیگر، برخی دانشجویان در نامه های خود به معاونت بورس و دانشجویان خارج وزارت علوم اعلام کرده بودند که برخی بانک  ها به آنان گفته اند تنها به دانشجویان بورسیه این ارز پر دردسر پرداخت خواهد شد اما یکی از مسئولان بانک ملت اعلام کرد که بورسیه و غیربورسیه برای آنها در دادن ارز دانشجویی فرقی ندارد و معرفی نامه وزارت علوم ملاک است.

بانک سپه: ما عاملیت ارزی نداریم

این بانک خیال خود و تمام دانشجویان را راحت و رئیس یکی از شعبات بانک مذکور ضمن تاکید بر اینکه بانک ملی باید ارز مورد نیاز دانشجویان را تامین کند اعلام کرد که بانک سپه به دلیل نداشتن عاملیت ارزی، هیچ خدماتی به دانشجویان ارائه نمی کند.

بانک ملی: فقط بورسیه ها ارز می گیرند

حسن مسلمی نائینی   معاون بورس و دانشجویان خارج وزارت علوم پیش از این در گفتگوی خود با خبرنگار مهر از بانک ملی به خاطر همکاری با وزارت علوم در ارائه خدمات ارزی به دانشجویان تشکر و قدردانی کرد اما دیری نپایید که این بانک با بهانه ای که مسبب آن را بخشنامه بانک مرکزی می دانست، اعلام کرد: تنها به دانشجویان بورسیه ارز می دهد و تکلیفی در مقابل دانشجویان غیربورسیه ندارد.

رئیس یکی از شعب بانک ملی به مهر گفت: هیچ کدام از شعب این بانک به غیربورسیه ها ارز نمی دهد و تاکید کرد که یکی از شعبات ارزی و ریالی که با این شعبه تنها ۲۰۰ متر فاصله دارد می تواند اطلاعات مفیدی در اختیار قرار دهد.

به خبرنگار مهر پس از سر زدن به شعبه مذکور و در گفتگو با رئیس این شعبه اعلام شد که هر چند بانک مرکزی در بخشنامه ای اعلام کرده تنها به دانشجویان بورسیه باید ارز داد اما این مقام مسئول نه تنها از دلیل بانک مرکزی در صدور این بخشنامه بی اطلاع بود بلکه تاکید کرد که شعب ارزی و ریالی این بانک تنها به بورسیه ها ارز می دهند.

بانک تجارت: دانشجویان با دریافت نوبت ارز می گیرند

همچنین یکی از واحدهای ارزی و ریالی بانک تجارت تاکید کرد که این بانک تا اردیبهشت ماه سال آینده نمی تواند به دانشجویان ارزی بدهد زیرا تا آن زمان بسیاری دیگر از متقاضیان دریافت ارز دانشجویی در نوبت هستند و اگر شخصی ارز می خواهد باید با در دست داشتن معرفی نامه وزارت علوم از هم اکنون در نوبت قرار گیرد تا در اردیبهشت ماه سال آینده نوبت به وی برسد.

این کارمند بانک تجارت به خبرنگار مهر تاکید کرد که بورسیه و غیربورسیه بودن دانشجو برای این بانک ملاک نیست و دانشجویان یا خانواده های شان تنها باید معرفی نامه وزارت علوم را ارائه دهند.

به گزارش مهر، هر چند برخی بانک ها وعده های بعد از عید را برای دادن ارز به دانشجویان و خانواده هایشان می دهند و برخی محدودیت ها را بهانه کرده اند تا نه تنها به گفته برخی متقاضیان این بانک ها تنها بتوانند به آشنایان خود ارز دانشجویی دهند بلکه دانشجویان را با بخشنامه های صادر شده از بانک مرکزی در ندادن ارز مطلع می کنند.

بهتر است وزارت علوم که با مشکلات پیش آمده توپ را به زمین بانک مرکزی انداخته هر چه زودتر در ادامه تعاملاتش با این بانک، پاسخی برای اقدام بانک مذکور به متقاضیان ارز دانشجویی ارائه دهد زیرا این وزارتخانه در جریان تمام مشکلات مالی دانشجویان ایرانی خارج از کشور با معضلات ایجاد شده از سوی بانک ها، قرار دارد.

آخرین واکنش و تأکید بانک مرکزی درباره ارز دانشجویی

به گزارش مهر، پس از تهیه این گزارش، بانک مرکزی امروز تأکید کرد: "دانشجویان و مسافران برای تامین ارز مورد نیاز می توانند به بانکهای عامل مراجعه و بانکها موظفند بلافاصله ارز مورد نیاز آنان را دراختیارشان قرار دهند، در صورت تخلف مراتب را به بانک مرکزی، بخش نظارت منعکس کنند.

منبع: الف

بانک سامان ارز دانشجویان را تامین می‌کند

بر اساس مقررات بانک مرکزي، ميزان ارز قابل پرداخت به دانشجويان شاغل به تحصيل در خارج از کشور براي شهريه، سالانه حداکثر 15 هزار دلار آمريکا و بابت هزينه اقامت ماهانه معادل يک‌هزار دلار آمريکاست.

دانشجويان در حال تحصيل در خارج از کشور از اين پس مي‌توانند ارز مورد نياز خود را با نرخ رسمي و مطابق با مقررات ارزي بانک مرکزي از تمام شعب بانک سامان در سراسر کشور دريافت کنند.

به گزارش عصرایران، روابط عمومی بانک سامان اعلام كرد: تمام دانشجويان شاغل به تحصيل در خارج از کشور با ارايه مدارک مربوطه شامل گواهي اشتغال به تحصيل تاييد شده توسط وزارت علوم، تحقيقات و فناوري و يا وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي، صورتحساب دانشگاه که اصالت آن مورد تاييد کنسولگري ايران در کشور محل تحصيل قرار گرفته باشد و با رعايت مجموعه مقررات ارزي مي‌توانند با مراجعه به تمام شعب بانک سامان در سراسر کشور، ارز دانشجويي خود را به صورت نقدي دريافت كنند.

بر اساس مقررات بانک مرکزي، ميزان ارز قابل پرداخت به دانشجويان شاغل به تحصيل در خارج از کشور براي شهريه، سالانه حداکثر 15 هزار دلار آمريکا و بابت هزينه اقامت ماهانه معادل يک‌هزار دلار آمريکاست.

دانشجويان مي‌توانند براي کسب اطلاعات بيشتر در خصوص تامين ارز دانشجويي و ساير خدمات و محصولات بانک سامان، با مرکز سامان ارتباط به شماره 6422-021 تماس حاصل كنند و يا به شعب بانک سامان در سراسر کشور مراجعه کنند.

منبع: عصر ایران

کنفرانس خبری اپل

سلام 
نمی دونم دوستان خبر دارید یا نه تا لحظاتی دیگر کنفرانس خبری اپل آغاز میشه مهمترین خبری که خیلی ها منتظرش هستند ورود آی پد 3 هست. بر طبق شنیده ها کنفرانس در سانفرانسیسکو برگزار میشه.

من بتونم شما رو در جریان می زارم وگرنه: نارنجی یا 1پزشک رو چک کنید.

کنفرانس شروع شده و آقای کوک روی صحنه اومده

۱۷۲ میلیون آی‌پد، آی‌فون و آی‌پاد در سال گذشته توسط اپل فروخته شدند که ۷۶ درصد سود اپل را باعث شدند.

315 میلیون دستگاه فروخته شده که 25 میلیونش در چین فروخته شده

حالا اعلام می شود که فروشگاه آیتیونز از فیلم های فول اچ دی هم پشتیبانی خواهد کرد.

الان نوبت آیپد هست 

اعلام می شود که تعداد اپ های موجود برای آیپد در اپ استور از 200 هزار عبور کرده است.

تیم کوک می گوید که بیش از صد رقیب برای آیپد وجود دارند

و حالا آیپد جدید معرفی می شود
تیم می گوید آن را به یک سطح کاملا جدید بردیم و آیپد در ویژگی های اصلی بهبود های چشم گیری داشته

نمایشگر رتینا تایید می شود

و انگار دکمه هوم هم همچنان وجود دارد

2048*1546 رزولشن صفحه آیپد جدید هست.

پس پیکسل های آیپد جدید چهار برابر شده اند

همونطور که قبلاً گفته شده در خبر ها چیپ جدید استفاده نشده بلکه همون چیپ A5X بهبود یافته.

شیلر می گوید: ما سیستم لنز آیفون را به آیپد آوردیم

یک سنسور پنج مگاپیکسلی ، با 5 لایه لنز

و قابلیت فیلمبرداری تمام اچ دی

و فیلتر های IR، با قابلیت تشخیص چهره


و همچنین بایک لرزش گیر داخلی


چهارمین قابلیت املای صوتی است

البته که روی آیپد کیبرد نرم افزاری خوبی دارید

اما حالا فقط کافی است با آیپد حرف بزنید تا برایتان تایپ کند

ای پی جدید از انگلیسی، فرانسه - المانی و ژاپنی برای تایپ پشتیبانی می کند

پشتیبانی از شبکه 4G LTE!

ای پد جدید از HSPA+ پشتیبانی می کند

پشتیبانی از LTE تا حداکثر سرعت ۷۲مگابیت در ثانیه

سرعت LTE با نسل سوم مقایسه میشود


امکان دیگر هات اسپات شخصی است که با آن می توانید اینترنت را به اشتراک بگذارید.

با این همه امکانات چقدر باطری خواهید داشت؟ ما قول همان ۱۰ ساعت کار را به شما می دهد و روی نسل چهارم نه ساعت

ضخامت ۹.۴ میلیمتر باقی ماند و وزن ۱.۵ پوند

وزن ۶۸۰ گرم هست.

قیمت هم ۴۹۹ برای مدل ۱۶ گیگ

۵۹۹ دلار برای ۳۲ گیگا
۶۹۹ دلار برای ۶۴ گیگ
و برای مدل های 4G
۶۲۹
۷۲۹
۸۲۹
دلار خواهد بود

زمان ورود به بازارهای آمریکا، کانادا، انگلیس، فرانسه، آلمان، سویس، ژاپن، هنگ کنگ، سنگاپور و استرالیا 16 مارج

از امروز امکان پیش خرید وجود دارد.


نرم افزارهای فعلی همچنان روی نمایشگر آی پد جدید به خوبی دیده می شوند

اگر توسعه دهندگان کمی وقت بگذارند گرافیک های فوق العاده ای مانند این خواهند داشت

فیل شیلر برمیگردد و می گوید عالی است که این همه بازی های فوق العاده برای آی پد وجود داشته باشد.


اما حال نوبت اپلیکیشن اتودسک است 

سومین و آخرین دمو به بازی های فوق العاده اختصاص دارد

حداکثر کار گرافیکی ای که می توانید روی یک دستگاه قابل حمل انجام دهید

آنها می گویند که آی پد جدید حافظه و پردازشگری قوی از از ایکس باکس ۳۶۰ دارد!

نرم افزارهای iWork هم با امکانات جدیدی به روز شده اند.

اپلیکیشن های iMovie و GarageBand هم اپدیت شده اند

در گاراژ باند جدید تا چهار دستگاه مختلف می توانند با یکدیگر از طریق بلوتوث یا وای-فای کار کنند.


گاراژ باند جدید به ادیتور نت جدیدی با نام smart strings مجهز شده که با آی کلود یکپارچه شده و امکان به اشتراک گذاشتن نت های نوشته شده را هم در اختیارتان می گذارد.

روی iMovie جدید می توانید استوری برد درست کنید و با 1080 پی فیلم بگیرید و ویرایشش کنید


و حالا اپلیکیشن آی فوتو برای آیپد رو نمایی می شود

چرا باید به چنین چیزی روی آیپد نیاز داشته باشید؟

اگر یک طرفدار واقعی عکاسی باشید، حتما تحت تاثیر قرار خواهید گرفت


جستجوی هوشمند
ویرایش مولتی تاچ
افکت های با کیفیت و حرفه ای
قلم های متنوع

و قابلیت درست کردن ژورنال های عکس از امکانات این نرم افزار هستند

این نرم افزارها عکس های ۱۹ مگاپیکسلی را هم ویرایش می کند


 برای دیدن عکس های این کنفرانس به Engadget مراجعه کنید

قابلیت بالانس مجدد رنگ ها هم به آی فوتو اضافه کنید

می توانید کنار عکس ها متن و تقویم اضافه کنید

4.99$ قیمتشه 

آیپد جدید هنوز اسم نداره:

قیمت آی پد ۲ نیز کاهش یافته است

قیمت ای پد ۲ از ۳۹۹ دلار شروع خواهد شد

او از تیم بزرگ شان برای انجام یک کار فوق العاده تشکر می کند

تیم کوک می گوید
یکی از بخت های زندگی ام این بوده که با نو آور ترین انسان های زمین کار کنم و می گوید که ساخت چنین دستگاهی فقط از عهده اپل بر می آید

مراسم در حال پایان است و البته هنوز اسم رسمی آی پد جدید را نمی

 دانیم!

فعلا باید آی پد جدید را the New iPad صدا کنیم!

خسته نباشید. مراسم به پایان رسید.

سایت اپل نیز به روز شد

انشالله خبرهای تکمیلی رو در روزهای آتی می زارم موفق و شاد باشید :)

اسکاری برای صلح

سلام 
امروز صبح خیلی خوبی بود خیلی خوب صبحی که با خبر خوب برنده شدن اصغر فرهادی در اسکار شروع شد
جایزه ای که اگه نگیم مهمترین جایزه سینمایی دنیاست یک از 3 جایزه برتر دنیاست که هر کارگردانی دوست داره اون رو تصاحب کنه.

جدا از خوشحالی از این جایزه من به شخصه از صحبت زیبای آقای فرهادی بعد از دریافت جایزه لذت بردم و خوشحال شدم 
صحبتی زیبا و پر معنا:
ابتدا به فارسی گفت: سلام به مردم سرزمینم 

سپس:
"At this time many iranians all over the world are watching us and I imagine them to be happy. They are happy not just because of an important award or a film or a film maker. But because in the time of talk of war, intimidation and aggression exchanged between politicians, the name of their country Iran is spoken here through her glorious culture! Rich and ancient culture, that has been hidden under the heavy dust of politics. I proudly offer this award to the people of my country. the people who respect all cultures and civilizations and despise hostility and resentment! Thank you so much!"

ترجمه:
اصغر فرهادی: ایرانیان بسیارى در سرتاسر جهان در حال تماشاى این لحظه‌اند. و گمان دارم خوشحال‌اند. نه فقط به خاطر یک جایزه‌ى مهم یا یک فیلم یا یک فیلمساز. آن‌ها خوشحال‌اند چون در روزهایى که سخن از جنگ، تهدید، و خشونت میان سیاستمداران در تبادل است نام کشورشان ایران از دریچه‌ى باشکوه فرهنگ به زبان مى‌آید. فرهنگى غنى و کهن که زیرگرد و غبار سیاست پنهان مانده. من با افتخار این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم مى‌کنم. مردمى که به همه‌ى فرهنگ‌ها و تمدن‌ها احترام مى‌گذارند و از دشمنى کردن و کینه ورزیدن بیزارند

احتمالاً می دونید که اصغر فرهادی در دو زمینه نامزد دریافت جایزه شده بود قسمت دوم نوشتن فیلمنامه بود
که در این زمینه ناموفق بود و وودی آلن برای نیمه شب در پاریس این جایزه رو برد.
جالب اینه که اینجا  در مورد این زمینه این طور نوشته بود :

Woody Allen ended a long Oscar drought. The 76-year-old writer-director took home his first Academy Award in more than 20 years for his original script for "Midnight in Paris," but not even his fourth win could lure the filmmaker to the show. "I tried for a little bit to get him to come, but he thinks it's all..." said Tom Bernard, whose Sony Pictures Classics distributed Allen's time-traveling comedy. "He thinks the best movie of the year is 'A Separation,' " Bernard added of the Iranian drama that was named top foreign language film.

وودی آلن کارگردان شهیر سینمای دنیا که در بخش «بهترین فیلم اورجینال» با فیلم «نیمه شب در پاریس» رقیب فیلم «جدایی نادر از سیمین» بود پس از بیست سال این جایزه را تصاحب کرد اما در مراسم اسکار مانند دفعات پیش حاضر نشد! تام برنارد (مدیر پخش این فیلم در کمپانی سونی پیکچرز) در توضیح عدم حضور وودی آلن می گوید: "مقداری تلاش کردم تا او را راضی به حضور در مراسم نمایم اما آلن گفت بهترین فیلم سال "جدایی نادر از سیمین است"

به امید موفقیت های بیش از پیش ایرانیان 

به خاطر مشکلات دریافت ارز تحصیلی عذرخواهی وزارت علوم از دانشجویان

معاون بورس و امور دانشجویان خارج وزارت علوم با اعلام تغییر روند مقررات ارز از سوی بانکها و عذرخواهی از دانشجویان، ابراز امیدواری کرد که نامه معرفی دانشجویان بدون نام بانک برای دانشجویان صادر و به آنان تحویل داده شود. 
حسن مسلمی نائینی ضمن عذرخواهی از تمام دانشجویان و خانواده هایشان بخاطر مشکلات و کاستیهای متعدد بوجود آمده برای آنها در راه دریافت ارز تحصیلی در گفتگو با مهر، یادآوری کرد: تا پیش از مهرماه سال ۹۰، وظیفه اصلی اداره اعزام با هزینه شخصی، ارائه تسهیلاتی برای دانشجویان خارج از کشور به منظور دریافت معافیت تحصیلی برای متقاضیان ادامه تحصیل در خارج از کشور همچنین ارائه تسهیلات غیرارزی شامل معافیت از عوارض خروج و به تعویق انداختن تعهدات مربوط به آموزش رایگان تا پایان دوره تحصیل بود که این امر توسط ۵ نفر از کارشناسان اداره کل بورس انجام می شد. 

وی ادامه داد: در این راستا نیز سامانه "نشا" برای ثبت نام متقاضیان راه اندازی شد که روزانه کمتر از ۲۰ نفر به صورت الکترونیک ثبت نام می کردند. ولی بعد از آن با توجه به اینکه بانک مرکزی جمهوری اسلامی مقررات ارزی را تغییر داده و پرداخت ارز دانشجویی را منوط به تایید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری کرد، این اداره کل داوطلبانه مسئولیت بررسی مدارک متقاضیان و صدور نامه های مربوط را پذیرفت. 

به گفته معاون بورس وزارت علوم، هم اکنون بیش از ۲۲ هزار نفر جهت دریافت نامه معرفی به بانک برای دریافت ارز دانشجویی ثبت نام کرده و حدود ۱۳ هزار نامه معرفی صادر شده همچنین ۹ هزار نفر نیز در نوبت هستند. 

مسلمی نائینی در ادامه با بیان اینکه روزانه بیش از ۴۰۰ نفر ثبت نام کرده و با همکاری ۱۱ نفر از کارشناسان روزانه به ۲۵۰ نفر خدمت رسانی می شود، گفت: تا مردادماه سال۹۱ به متقاضیان نوبت داده شده است اما متاسفانه روزانه بیش از ۵۰ نفر به علت عدم همکاری مناسب، جهت تغییر نام بانک به بانک یا شعبه دیگر و دریافت معرفی نامه به این وزارت مراجعه می کنند. 

وی افزود: به تازگی با توجه به هماهنگی که مدیران بانک مرکزی انجام داده اند، اسامی افرادی که ثبت نام کنندگان برای بانکها ارسال خواهد شد و از طریق وبگاه اداره کل امور دانشجویان خارجی به اطلاع متقاضیان رسانده شده تا به بانکهای مربوط مراجعه کنند. 

این مقام مسئول در وزارت علوم ابراز امیدواری کرد تا بتوان نامه های معرفی تمام دانشجویان را بدون نام بانک صادر کرده و تا ۵ اسفندماه سال جاری در شهرهای اهواز، ارومیه، تبریز، همدان، شیراز، کرمانشاه، مشهد، بابلسر و اصفهان به متقاضیان تحویل داده شود تا بدین وسیله از بازگشت نامه برای تعویض بانک یا شعبه جلوگیری شود.
منبع: خبرگزاری مهر

خبر جدید از سایت نشا

این سایت دیروز این چنین خبر فوری داده :
. آنهايي که نوبتشان به سال بعد موکول شده است ديگر نگران نباشند/ کوتاه شدن زمان انتظار و نوبت دهي معرفي به بانک براي دریافت ارز 
تاريخ : ۱۳۹۰/۱۱/۲۰ ۱۵:۰۳:۵۲
نويسنده: بهرام جهانشاهي         

مشروح خبر این بود : آنهايي که نوبتشان به سال بعد موکول شده است ديگر نگران نباشند ... بدين وسيله به تمامي متقاضيان نامه معرفي به بانک که در سامانه نشا، درخواست خود را ثبت کرده اند و نویت حضور دریافت نموده اند، اعلام مي گردد، با توجه به برنامه ريزي هاي به عمل آمده و هماهنگي با بانک مرکزي، مقرر گردیده است، کليه درخواست هاي نامه معرفي به بانک، تا ظرف ۲۰ روز آینده پاسخگويي شوند، و ديگر نيازي به مراجعه حضوري به این اداره نمي باشد. اسامي به طور مستقيم به بانک هاي عامل معرفي و اطلاع رساني لازم از طريق پست الکترونيک و پیامک به متقاضيان خواهد پذيرفت. لذا خواهشمند است از مراجعه حضوري به اين اداره جدا خودداري فرماييد. 

منبع: سایت نشا

اندر مرام ارز

سلام نوشته زیر توسط یکی از هم دانشگاهی های خوش ذوقمون نوشته شده گفتم از دست ندید:


از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان, حاکمی دم دمی مزاج در کشوری زمامدار بود. روزی این حاکم برای سرکشی با لباس مبدل به شهر رفت, گزار وی به قهوه خانه جنب دروازه شهر افتاد. رفت و انجا نشست که ببیند چه خبر است. دید که رعایایی که در کار باربری یا سوداگری اند, دارند از وضع مالیات ورودی شهر مینالند؛ که این چه بساطی است و چرا حکومت به زور از ما دو سکه مالیات ورود به شهر را میگیرد و با این وضعیت سودی برایمان نمیماند که خرج عایله مان را بدهیم و خلاصه غرغر. شاه که آن روز سر دماغ بود و به قول معروف اوقاتش بجا بود, با خودش اندیشید که راست میگویند این بدبخت ها. مگر این دو سکه چه دردی از دربار دوا میکند که اینقدر بدبختها رو در مضیقه گذاشتیم!!!! فلذا وقتی به دربار برگشت دستور داد که این دو سکه مالیات را کاهش دهند به یک سکه و هرچه صدراعظمش که گرگ باران دیده ای بود گفت: نکنید تصدقتان شود. رعیت را یاغی نکنید؛ به خرج شاه نرفت که نرفت. 
القصه, بعد از گذشت چند هفته از ابلاغ حکم ملوکانه, شاه که میخواست سیاستش در مملکت داری را به رخ صدراعظم بکشد او را همراه کرد و دو نفری, ملبس به ژنده ای رفتند در آن قهوه خانه کذایی و نشستند. که داد اولین باربر درامد که :
این سلطان خرفت چه کرده برای ما!!!!
و دومی پشتش را گرفت که: 
هیچی ارواح ان پدره پدرسوخته اش, خراج را کرده یک سکه
و همینجوری دیگران که:
خیال کرده ما با این یک سکه خر میشویم و یادمان میرود چگونه دارد خروار خروار ملت را میچاپد!!!
برود این لافها را برای سوگلی های حرم سرایش بزند.
مرتیکه مادر بخطا فکر کرده با جماعت هالوها طرف است!!!
اصلا باید برویم و حسابمان را با این شغال در پوست میش یکسره کنیم و بفرستیمش ور دست ان اجداد گور به گوری اش.
خلاصه, شاه که از این لاتی ها و الواطی ها سخت مشوش شده بود خواست برخیزد و غرشی بکند و این جیره خواران نمک نشناس را به عقوبت جسارتشان برساند و خلاصه بدهد پوست تک تکشان را بکنند, که صدر اعظم دستش را گرفت و گفت: بنشینید قبله عالم که مسجد جای بی وضویی نیست و اگر بفهمند که حضرت همان شاهنشاهید, تکه بزرگ جفتمان گوش چپمان است. شاه که همچین بفهمی نفهمی خودش هم از دیدن خشم باربران هول برش داشته بود, نشست و گفت: به قصر که برسم میدهم شیردان نوامیس همه شان را جلوی چشمشان از حلقشان بیرون کشیده و به الت خر ببندند تا حساب کار دستشان بیاید. وزیر که میدانست این شاه خرتر از این حرف هاست و در مراجعت به قصر نمیشود به هیچ زبانی از این تصمیم منصرفش کرد و خلاصه شری عظیم در راه است با زبان نرم گفت: ولی من راه دیگری دارم قبله عالم, که هم نوامیسشان را بی عفت کنیم و هم انها با دست خودشان نوامیسشان را به ما تحویل دهند و صد البته بابت زحمتمان در این کار, پول بیشتری هم به ما بدهند. شاه که تو بدجور توپش پر بود براشفت که پدرسوخته, وسط این غائله طنزت گرفته, نکند هوس اخته شدن را داری. وزیر گفت: امورشان را به من بسپارید و اگر ظرف شش ماه ان نشد که گفتم هم من وهم همه انها را گردن بزنید و نوامیسمان را حراج کنید. شاه هم پذیرفت و خلاصه برخواستند و با دماغ سوخته و دم بریده به قصر برگشتند 
خلاصه فردای ان روز, صدر اعظم که شغال پیری بود دستور داد یک عده افسر گردن کلفت رفتند دم دروازه و قراول ایستادند تا مردم حساب کار امد دستشان و ماست ها را کیسه کردند و سر و صداها خوابید
القصه, ماه اول که گذشت و صداها که خوابید, صدر اعظم مالیات را کرد سه سکه و تعداد سربازها را دوبرابر کرد و پنج تن از معترضین را هم گردن زد تا خفقان ایجاد شد
ماه دوم مالیات شد شش سکه و پنج سر بریده دیگر
ماه سوم مالیات شد هفت سکه و با اندکی رشوه به ملای شهر, تجاوز به نوامیس باربران برای افسران حلال شد
ماه چهارم مالیات شد ده سکه و نوامیس ملت بدبخت حلال و اضافه بر آن هر فرد مذکری هم که میخواست از دروازه رد شود باید ابتدا کامی به افسران میداد. 
و برای هر ماه, سر و صداها با پنج سر بریده میخوابید
ماه پنجم وزیر از شاه خواست که با جلال و جبروتی پرشکوه جهت سرکشی وارد دروازه شود.
خلاصه, شاه نزول اجلال فرمود و در نهایت تعجب دی,د ملت بیچاره میایند و مثل بچه ادم ده سکه را میدهند و مردان بند تمبان شل میکنند و زنان کش چادر و چادچوق؛ و پس از کام گیری افسران وارد شهر میشوند. شاه از تعجب چرتش پاره شده بود سخت مشغول تماشای خفت این گردن کشان سابق بود که چگونه بره هایی رام شده اند, که صدراعظم سر در گوشش کرد و چیزی زمزمه کرد و شاه جملاتی که صدر اعظم به او اموخته بود را جمله جمله واگویه کرد: پدرسوخته ها جمع کنید این بساط را, شما افسر شدید که حافظ منافع ملت باشید یا متجاوز به اموالشان؟!؟!؟ از کجا بیاورند ده سکه مالیات بیاورند این بدبخت ها!!!! از همین امروز مالیات را میکنید پنج سکه. ایضا, بی ناموسها!! اینجا دروازه شهر است یا محل لواط!!؟؟ حالا زنهاشان که به حکم خدا بر شما حلالند هیچ. با مردهایشان چه کار دارید؟؟؟ از فردا هر افسری را که به مردی تجاوز کند در ملا عام از بیضه اویزان میکنیم تااین قسم بی شرفی ها یادش برود.
خلاصه فرامینی که صدراعظم به شاه توصیه کرده بود صادر شد و شاه هم با همان فر ملوکانه به قصر برگشت.
سرانجام ماه ششم رسید و شاه و صدراعظم ملبس وارد همان قهوه خانه اول داستان شدند و نشستند؛ که یکی با خوشحالی و حالتی پرغرور گفت:
خدا بیامرزد اجداد این اعلاحضرت را, حساب این افسران بی هم چیز را کف دستشان گذاشت. کجا شاهی پیدا کنیم به این خوبی!!! حداقل دیگر به ماتحتمان کاری ندارند. پاینده باشد
و همه با شادی و غرور گفتند: پانیده باشد
شاه که از سیاست صدراعظم انگشت به دهان مانده بود، با لبخندی گفت مرحبا به سیاستت, مالیات شده پنج سکه و نوامیسشان هم هر روزه به تاراج میرود و ببین چگونه حمد و ثنای ما را میگویند!!!!
.
.
حالا از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان با دیدن وضعیت اخیر ارز و سکه به یاد قصه بالا میافتم!!! تا همین چند روزه قبل قیمت دلار دولتی بود 1070 تومن و دلار ازاد 1200 تومن و مردم داشتند سراغ ان 3000 میلیارد پول دزدی را میگرفتند؛ که به ناگاه ارز ازاد ظرف چند روز رسید به 2100 تومن و بعد از چند روز و به قول معروف جا افتادن مسئاله برای ما رعایا, مدیران محترم, نشسته بر سریر البته خدمتشان امدند که ای صرافی های بی وجدان دلار را کردید 2100 تومن؟؟؟؟ شکر خوردید!!!! از فردا میشود 1260 تومان (تازه اگر بشود) یا میدهیم دمارتان را دربیاورند. حالا مسئله اینجاست که مدیر محترم طالب خدمت!! دلار که تا همین هفته پیش 1070 تومن به صورت دولتی و 1200 تومن به صورت ازاد بود. اینکه تو گفتی که از هر دوی ان که بالاتر است!!! اگر تحریم دارد کمر ما را میشکند پس اینهمه هارت و پورتت چه است؟؟ مگر شما نبودید که اینهمه رجز خواندید که ال است و بل است!!! واگر مشکل ان نیست چرا خودتان قیمت ارز را بالا بردید؟؟؟ این مابه التفاوت 190 تومنی به جیب که میرود؟؟ شاید این هم قرار است به عنوان چاشنی همان پول نفت معهود بیاید سر سفره ما رعایا!! جالب ان است که افرادی از این اقدامش حمایت هم میکنند. میگویند بازار را تثبیت کرده. یعنی دلار 1070 تومنی را تبدیل به دلار 1260 تومنی کردن تشویق هم دارد!!! اگر منظورتان واقعی سازی قیمت ارز است همگان میدانند که قیمت واقعی دلار در خوش بینانه ترین حالت 2400 تومان است. این نشد جز همان افزایش دو سکه دوسکه مالیات در داستان بالا؟؟؟ از همه اینها گذشته این وسط هالویی پیدا شد و گفت: توجه کردی که چند روزیست هیچ کس از عاقبت آن 3000 میلیارد کذایی خبری نمیگیرد!!!!.....ولش کن بابا. پاینده باشند. حداقل دیگر به ماتحتمان کاری ندارند. پاینده باشند.
م.ز.عینکی

3 مطلب و یک پست

سلام
1. سر صبحی برنده شدن اصغر فرهادی و فیلم زیباش جدایی نادر از سیمین (در خارج معروف هست به A Seperation) در گلدن گلاب 2012 در رقابت با فیلم های گل جنگ از چین، پسری با دوچرخه از بلژیک، پوستی که در آن زندگی می کنم از اسپانیا و کار خون و عسل آنجلیا جولی، صبح عالی برامون رقم زد که امیدوارم تا شب ادامه پیدا کنه!!!
زیباتر از اون صحبت زیبای اصغر فرهادی پس از دریافت جایزه از مدونا بود. ایشون گفتند:
"پیش از اینکه بیام روی سکو داشتم فکر می کردم اگه برنده شدم از کی تشکر کنم! از مادرم؟ پدرم؟ همسرم؟ دخترام؟ عوامل فیلمم؟ ولی الان می خوام از مردمم تشکر کنم. مردم صلح طلب دوست داشتنی کشور من. از همه ممنونم"

2. این مدت در مورد هیچ مناسبت مذهبی حرف نزدم به مناسبت اربعین یک مطلب میزارم فقط:
"چون حسین ع راضی به بیعت نشد معاویه نامه‌ای به ایشان فرستاد و در آن نوشت: تقوای الهی پیشه کن و این امت را دچار فتنه نکن و در خویشتنت و در دینت و در امت محمد نیک بنگر. و کاری نکن که کسانی که به به یقین ایمان نیاورده‌اند، تو را به خاری کشند.

اباعبدالله نامه معاویه را نظیربه‌نظیر پاسخ داد و نوشت:
«و قلت فیما قلت لاترد هذه الأمة فی فتنة و إنی لاأعلم لها فتنة أعظم من أمارتک علیها»
پس در آنچه گفتی، گفتی که این امت را دچار فتنه نکن؛ در حالی که من فتنه‌ای برای آن‌ها نمی‌شناسم که بزرگ‌تر از حکومت تو بر آن‌ها باشد"

3. در مورد CES 2012 در پست قبلی صحبت کوچیکی کردم. یک مطلب خلاصه خوب در GSMarena دیدم که اینجا میزارم:
ابتدا اعداد جالبی رو برای شما توضیح میدم. بیشتر از 2700 شرکت در CES 2012 در 171963 متر مربع بیش از 20000 محصول جدید را به نمایش گذاشتند.
جذاب ترین معرفی ها از طرف سونی بود. مدل Xperia دو مدل جدید Xperia ion و Xperia S اضافه کرد به سری گوشی های هوشمند خود. شما نگران نباشید ما در معرفی هر دوی آنها بودیم . همچنین ما یه وقت خاص به بررسی کنسول بازی جدید سونی پلی استیشن ویتا (PlayStation Vita) اختصاص دادیم. ناگفته نماند که اون در ماه فوریه وارد بازار اروپا میشه.

نوکیا هم یک عضو جدید سری لومیا رو معرفی کرد لومیا 900 (Lumia 900) که به نظر میرسه کاملترین گوشی هوشمند سری لومیا تا این زمان هست. ما صفحه بزرگ و شبکه LTE اون رو دوس داشتیم. اولین مواجهه با لومیا 900 رو اینجا بخوانید.

بعدی شرکت سامسونگ بود که تعداد زیادی تلفن نسل 4 (4G) برای شرکت های AT&T, Version و Sprint اعلان داد.
AT&T گالکسی نوت ال تی ای، Exhilarate، Skyrocket HD  را داشت ولی در مقابل اسپریت و ورزیون فقط Galaxy tab 7.7 LTE و Galaxy Nexus LTE را به ترتیب داشتند.

از طرفی HTC یک وسیله جدید را معرفی کرد، HTC Titan II برای AT&T. این یک غول 16 مگاپیکسلی است که ما سریعاً خودمون رو بهش رسوندیم و برای شما یک سری نمونه عکس گرفتیم . اگر چیز جدیدی می خواید بدونید ما در معرفی اون قرار دادیم اینجا می تونید مطالعه کنید.

اطلاعات بیشتر در مورد این نمایشگاه رو می تونید در این قسمت مطالعه کنید.

شاد و سلامت باشید.

شیوه کلی طراحی برنامه برای اندروید

سلام

1. نارنجی در خبری که از گوگل منتشر کرد گفت:  

"گوگل به دنبال یکدست کردن شکل و حس اپلیکیشن های اندروید، یک سایت راهنما برای توسعه دهندگان راه اندازی کرده تا برنامه های اندرویدی خود رو براساس اون طراحی کنن.
نام سایت اندروید دیزاین است و دارای پیشنهاد ها و ابزارهای مختلفی برای برنامه نویس های اندروید است تا بتونند خودشون رو با آخرین نسخه اندروید (بستنی ساندویچی) تطبیق بدهند. گوگل امیدواره با پیروی از این دستورالعمل ها، اصول جهانی ساخت رابط کاربری برای اندروید فرا بگیرند."

2. نمی دونم خبر دارید یا نه نمایشگاه بزرگ CES 2012 در نیویورک برگزار شد و شرکت های معروف کارهای جدید خودشون رو رو کردند واقعاً جالب بود تو سایت ها Gsmarena یا engadget می تونین یک سری از این کار ها رو ببینید و با هاشون آشنا بشید.

عشق همواره تشنه «اخلاص» است

همیشه پرستش با خون،با قربانی،همراه بوده است.اسماعیل!این ذبیح مقدست!ابراهیم را ببین. فرزند دلبندش را در عشق قربانی می کند. کارد را بر حلقوم پاره جگرش می نهد. فرزندی را که به عمری،با رنج ها و امید ها پرورده است،به دست خود زبح می کند!

عشق همواره تشنه «اخلاص» است.نیمه روشنفکران بی درد و دل،خرده می گیرند که قربانی چرا؟ معبد به قربانی چه نیازی دارد؟خدا چرا خون را دوست بدارد؟

شگفتا!شگفتا!چرا نمی فهمند؟این او نیست که خون می طلبد،قربانی می خواهد؛این عاشق است که به آن سخت نیازمند است. می خواهد به او،نه،به خودش،به دلش،ایمان اش،نشان دهد که::

«من اسماعیل ام را نیز قربانی تو می کنم»!نشان دهد که من در دوست داشتن،در ایمان،مطلق ام!«مطلق»!

آن چه را در همه آفرینش نیست،آنچه را طبیعت از داشتن اش محروم است، از ساختن اش عاجز است،من دارم؛من می آفرینم.

ای عشق!من تشنه ی«این هواهای عفن،و این آب های ناگوار» نیستم.ای ایمان!من ایمان ام را ،به زندگی کردن نیز نخواهم آلود. اخلاص! . اخلاص!

یعنی فقط تو!یکتایی!یک تویی!

چگونه این را نشان دهد؟باید نشان دهد. نه به او،که «او» می داند.نه به خود،که خود می یابد.نه،اصلا به چنین تجلی یی،به چنین نمایشی،محتاج است،سخت!چه رنج لذت بخشی است! چه مستی یی دارد ایثار!هرچه دردناک تر،شیرین تر!

آری قربانی!عشق تشنه می شود،خون بایدش داد؛سرد می شود،آتش اش باید زد،گرسنه می شود،قربانی بایدش کرد. عشق با قربانی،باخون،نیرو می گیرد،زلال می شود،رشد می کند، پاک و بی لک می شود....

و اکنون عید قربان است!...

« دکتر علی شریعتی »

(هبوط در کویر ،ص470)


29 خرداد سالگرد شهادت دکتر علی شریعتی

سلام
۲۹ خرداد سالگرد شهادت دکتر علی شریعتی گرامی باد

برای دیدن برخی رنگ ها و فهمیدن بعضی حرف ها از نگریستن و اندیشیدن کاری ساخته نیست، باید از آنجا که نشسته ایم برخیزیم، قرارگاهمان را در جهان عوض کنیم "هبوط در کویر"

اگر مثل گاو گنده باشي،ميدوشنت، اگر مثل خر قوي باشي،بارت مي كنند، اگر مثل اسب دونده باشي،سوارت مي شوند.... فقط از فهميدن تو مي ترسند.  

اگر عشق نبود به کدامین بهانه ای می خندیدیم و می گریستیم؟     

           کدام لحظه های ناب را اندیشه می کردیم؟           

                            چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟ 

آری... 

 بی گمان پیشتر از اینها مرده بودیم اگر عشق نبود ! 


دو پدیده را مردم یا عوام نمی توانند از هم سوا کنند یکی شور مذهبی است یکی شعور مذهبی.که این دو ربطی به هم ندارند آن کسی که شور مذهبی دارد خیال می کند که شعور مذهبی هم دارد

 

علی از زبان علی

سلام
میلاد حضرت علی است و من حرف خوبی ندارم برای گفتن

می نویسم از زبان دکتر علی شریعتی:

سخن گفتن درباره علی (ع) بی‌نهایت دشوار است، زیرا به عقیده من، علی (ع) یك قهرمان یا یك شخصیت تاریخی تنها نیست. هر كس درباره علی (ع) از ابعاد و جهات مختلف بررسی كند، خود را نه تنها در برابر یك فرد، یك فرد برجسته انسانی در تاریخ می‌بیند، بلكه خود را در برابر معجزه‌ای و حتا در برابر یك مساله علمی، یك معمای علمی «‌این خلقت» احساس می‌كند. بنابراین درباره علی (ع) سخن گفتن برخلاف آنچه كه در وهله اول به ذهن می‌آید، درباره یك شخصیت بزرگ سخن گفتن نیست، بلكه درباره معجزه‌ای است كه به نام انسان و به صورت انسان در تاریخ متجلی شده است. 
.
.
گاه علی (ع) را كه توی این جنگ‌ها یك قهرمان شمشیرزن است، توی شهر یك سیاستمدار پرتلاش حساس است و توی زندگی یك پدر و یك همسر بسیار مهربان و بسیار دقیق است و یك انسان زندگی است و در همه ابعادش می‌بینیم، تاریخ می‌گوید، تنها در نیمه‌ شب‌ها، توی نخلستانهای اطراف مدینه می‌رفته و نگاه می‌كرده كه كسی نبیند و نشوند و بعد سر در حلقوم چاه فرو می‌برده و می‌نالیده! هرگز، من نمی‌توانم قبول كنم كه رنج‌های مدینه و رنج‌های عرب و جامعه عرب و حق جامعه اسلامی و حتا یارانش، این روحی را كه از همه این آفرینش بزرگ‌تر است وادار به چنین نالیدنی بكند، هرگز! 

درد علی (ع) خیلی بزرگ‌تر است و آن درد خیلی باید درد نیرومندی باشد، كه این روح را این اندازه بی‌تاب بكند! مسلما این همان درد انسانی است كه خود را در این عالم زندانی می‌بیند، انسانی است كه خود را بیشتر از این عالم می‌بیند و احساس خفقان در این عالم می‌كند. 

مسلما هر كسی كه انسان‌تر است، پیش از آنچه هست در خود نیاز احساس می‌كند، انسان است، این است كه می‌بینیم علی (ع) قهرمان متعالی سخن گفتن و زیبا سخن گفتن و پاك سخن گفتن است، نمونه اعلا و متعالی شهامت و گستاخی در جنگ است، نمونه عالی پاكی روح در حد اساطیر و تخیل فرضی انسان در طول تاریخ است، نمونه اعلای محبت و رقت و لطافت روح است، نمونه عالی دوست داشتن در حد نمونه‌های اساطیری است، نمونه عالی عدل خشك دقیقی است كه حتا برای مرد خوبی مانند عقیل ـ برادرش - قابل تحمل نیست، نمونه اعلای تحمل است در جایی كه تحمل نكردن، خیانت است و نمونه اعلای همه زیبایی‌هایی است و همه فضایلی است كه انسان همواره نیازمندش بوده و ندانسته. 
.
.
.
درد علی (ع) دو گونه است: یك درد، دردی است كه از زخم شمشیر ابن ‌ملجم در فرق سرش احساس می‌كند و درد دیگر دردی است كه او را تنها در نیمه‌های شب خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه كشانده ... و به ناله درآورده است ... ما تنها بر دردی می‌گرییم كه از شمشیر ابن ‌ملجم در قرق سرش احساس می‌كند. اما این درد علی (ع) نیست، دردی كه چنان روح بزرگی را به ناله درآورده است، «تنهایی» است كه ما آن را نمی‌شناسیم! 

باید این درد را بشناسیم، ‌نه آن درد را كه علی (ع) درد شمشیر را احساس نمی‌كند و ... ما درد علی (ع) را احساس نمی‌كنیم. 

ما ملتی كه افتخار بزرگ انتصاب به علی (ع) و مكتب علی (ع) را داریم و این بزرگترین افتخار تاریخی است كه می‌تواند بدان بنازد و بالاخره بزرگترین سرمایه، امیدی است كه می‌تواند به وسیله آن نجات پیدا كرده، ‌به آگاهی، بیداری، حركت و رهایی برسد، اما در عین حال می‌بینیم كه با داشتن علی (ع) و با داشتن «عشق به علی» هم نرسیده‌ایم! 

در صورتی كه «شیعه علی (ع) بودن» از «چون علی (ع) عمل كردن» شروع می‌شود و این مرحله‌ای است پس از شناخت و پس از عشق. 

بنابراین ما یك ملت «دوستدار علی (ع) » ‌هستیم، اما نه «شیعه علی (ع) »‌! چراكه شیعه علی (ع) همچنان كه گفتم علی (ع) ‌وار بودن، علی (ع) ‌وار اندیشیدن، علی (ع) ‌وار احساس كردن در برابر جامعه، ‌علی (ع) وار مسؤولیت احساس كردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، ‌علی (ع) ‌وار زیستن، علی (ع) ‌وار پرستیدن و علی (ع) ‌وار خدمت كردن است

حقی که خودمان ضایع می کنیم

سلام

مدتی است اینجا (مالزی) ایرانی ها شدن مرکز خبر کاش این خبرها خوب بود یکی از یکی بدتر:
قاچاق مواد
دزدی
دعوا
و ...

قاچاق مواد رو که کاردار محترم اعلام کردند اشتباه بوده در بیشتر موارد و ...
چه اشتباه چه درست رفتیم تو تیتر خبرهای روزنامه های مالزی که اره ایرانی هایی که اینجا هستند آدم های خطرناکی هستند و در کار مواد و ... هستند.

از قضیه بالا صرفنظر کنیم میرسیم به اینکه، در منطقه ما فروشگاه بزرگ جاسکویی است که تقریباً تنها تفرجگاه ما دانشجویان UTM در اطراف دانشگاه است (جا زیاده ولی مسیر ها دوره و احتیاج مبرم به ماشین داره) به قول مامور پلیس اسکودای هر ماه یک ایرانی برای دزدی در این فروشگاه دستگیر میشه. از همه بدترش یک خانم ایرانی بود که تقریباً 1600 رینگیت دزدی کرده و دادگاه این خانم رو از مالزی دیپورت کرده.

به تازگی هم خانم دیگری مبلغی به اندازه 150 رینگیت (معادل 60هزارتومان) لوازم آرایشی دزدید که به حبس 5 روزه و جریمه 1000 رینگیت اون منجر شد(به نظر میرسه خوشبختانه یا بدبختانه ایشون هیچ مشکل مالی ندارند).

این از دزدی. اون قاچاق رو که گفتم حالا ما اینجا توزیع هم داریم الحمدالله توسط ایرانی ها و این توزیع انقدر وسیع شده که کمیته ای از طرف دانشگاه برای پیدا کردن این افراد تشکیل شده.
(جهت اطلاع حمل مواد مخدر در این کشور حکمش اعدام هست)

خوشبختانه یا شایدم بدبختانه یکی از حاملین امروز در مسیر جوهور دستگیر شد توسط پلیس.

اینها به غیر از انجام یک عمل زشت و قبیح، چهره ایرانی های مقیم مالزی رو هم خراب کردند و این خیلی بده
ما اینجا آدم های تحصیل کرده فوق العاده ای داریم جهت مثال فقط از دکتر محمد تقی احمدی نام می برم که نام ایشون به عنوان یکی از 100 دانشمند برتر جهان در سال 2010 ثبت شده.

این ها دیده نمیشه و بزرگ نمی شه ولی دزدی رو هر چقدر هم کوچک (در هر نوعش بد و قبیح می دانم) بسیار بزرگ کرده و ایرانی ها چهرشون تخریب میشه که این بسیار بده برای مایی که داعیه فرهنگ غنی و تمدن باستانی چندین هزار ساله داریم .
ولی متاسفانه اخلاق و رفتارمون هر جا این قضیه رو داره نفی میکنه و فقط این شعار رو داریم می دیم.

از اون طرف اینو می شنویم و می خونیم :

پنجاه نفرعلیرغم خطر مرگ برای کنترل در راکتورفوکوشیما باقي مانده اند.مردم ژاپن به آنها سامورایی مي گويند
این گروه کوچک مهندسین و تکنسین ها بصورت قهرمانان ملی ژاپن درآمده اند.به آنها “کامی کازی” و سامورایی گفته می شود. آنها در معرض تشعشعات بسیار قوی رادیو اکتیو هستند و بدون شک بسیاری از پیامد آن جان خواهند سپرد. جایشان را هر پانزده دقیقه عوض می کنند که از تشعشع نسوزند. پنجاه نفر داوطلبانه برای کنترل راکتور در مرکز مانده اند. بیست نفر دیگر علیرغم خطر مرگ به آنها پیوسته اند تا راکتور را از کار بیندازند.امروز در ژاپن همه می دانند که اگر از بروز فاجعه ای عظیم جلوگیری شده، بخاطر فداکاری مردانی بوده که هویتشان اعلام نشده است. میدانیم در میان آنها مردی 59 ساله است که تنها هجده ماه به بازنشستگیش مانده است. دختر او پیامی تکان دهنده در سایتی که به قربانیان زمین لرزه اختصاص یافته، منتشر کرده است.

حالا ديگه وقتي پرسيدن دليل پيشرفت يك كشور چيه نگيد هوش و ذكاوت، فرهنگ قديمي و... بگيد تعهد و از خودگذشتگي، بگيد فرهنگ بالا، فرهنگي كه توش سامورايي ها افسانه نيست بلكه واقعيته ....

تلاش کنیم اندازه شعارها وگذشته مون بزرگ باشیم 

پی نوشت: در مورد مطلب قبلی همین وبلاگ فرداش لنوو یه تبلت جدید معرفی کرد ( در اصل اطلاعات .این تبلت لو رفت) الان این تبلت رو هم میتونین جزو گروه انتخابیتون می تونید بزارید

تذکر: قبلاً هم در مورد مردم ژاپن و بعضی رفتاراشون در این پست گفتم.

ژاپن سیزده بدر و ...

سلام

امیدوارم حالتون خوب باشه و عید خوب و سیزده بدر بهتری داشته باشید و سال نو رو به خوبی شروع کرده باشید.

اول از همه دوباره ازتون تقاضا دارم برای مردم خوب ژاپن دعا کنید. امروز لینکی به همراه تصاویری بدستم رسید که اوج خرابی در ژاپن رو نشون می داد. شما این تصاویر رو می تونید مطلب روزنامه لبریشن فرانسه در مورد ژاپن ببینید.

مطلب دیگه ای هم در مورد ژاپنی ها به عنوان "ده نکته یادگرفتنی از ژاپنی ها" در میل ها پخش شده که به علت درست بودن و اینکه خودمم خواستم اینا رو عنوان کنم این ده تا رو اینجا دوباره مرور می کنم:

۱. آرامش: حتی یک مورد سوگواری شدید یا زدن به سروصورت دیده نشد. میزان تاثر و اندوه بطور خود بخود بالا رفته بود.

۲. وقار: صفوف منظم برای آب و غذا بدون هیچ حرف زننده یا رفتار خشن

۳.توانمندی: معماری باور نکردنی بطوریکه ساختمانها به طرفین پیچ و تاب می خوردند ولی فرو نمی ریختند (این تسونامی بود که ژاپن رو نابود کرد نه زلزله)

۴. رحم و شفقت: مردم فقط اقلام مورد نیاز روزانه خود را تهیه کردند و این باعث شد که همه بتوانند مقداری آذوقه تهیه کنند.

۵. نظم: غارتگری دیده نشد. زورگویی یا از دست دیگران ربودن دیده نشد فقط تفاهم بود

۶. ایثار: ۵۰ نفر از کارگران نیروگاه های اتمی ماندند تا به خنک کردن دستگاه ها ادامه دهند.

۷.مهربانی: رستورانها قیمت ها را کاهش دادند. یک خودپرداز بدون محافظ دست نخورده ماند. دستگیری و کمک فراوان از افراد ناتوان

۸.آموزش: از بچه تا پیر همه دقیقا می دانستند باید چکار کنند و دقیقا همان کار را کردند.

۹. وسایل ارتباط جمعی: در انتشار اخبار بسیار خوددار بودند. از گزارشات مغرضانه خبری نبود و فقط گزارشات آرامبخش

۱۰. وجدان: هنگامیکه در یک فروشگاه برق رفت مردم اجناس را برگرداندند سرجایشان و به آرامی فروشگاه را ترک کردند.

من وقتی این امید و قدرت رو در اخبار مربوط به ژاپن می بینم و دیدم خیلی به حال مردم خودمون دلم سوخت.

سیزده بدر 

امسالم مثل ۳-۴ سال پیش ما در مالزی بودیم و سیزده رو اینجا بین این همه دار و درخت بدر کردیم امسال رفتیم آبزرویتوری که یه مکانی روی بلندترین جای دانشگاه هست با دیگر دوستان گذروندیم بد نبود خدا رو شکر تنها نبودیم تنهایی خیلی بده

ایران

دیروز از ایران خبر رسید که یکی از هم دانشگاهیامون به علت سرطان درگذشت روحش شاد و خدا به پدر و مادر ایشون صبر بده من تو مدتی که ایران بودم عواقب و بیمارای سرطانی زیاد دیدم متاسفانه شهرستان ها قدرت و امکانات کافی از جمله پزشک خوب برای درمان رو ندارند  و تهرانم که هزینه ها بالاتر هست ولی امید بیشتر (خوشبختانه یا متاسفانه)

دیدم چقدر داروها گرونه و یک مریض یا باید پولدار باشه یا بمیره

دیدم روحیه خیلی مهمه برای این مریضا بخصوص وقتی ببینین دولت حمایت میکنه و سعی در کاهش ابتلا و یا حداقل کاهش قیمت دارو هست.

ولی داروهای ایرانی عوارض خیلی بدی دارند و داروهای خارجی گرون هست و داروی اصلی این مرض اصلاْ بیمه نیست. بیمه هم تقریبا بیش از ۳۰٪ دارو رو تقبل نمی کنه که برا گرفتن و تایید این ۳۰٪ شاید بیش از اون رو باید خرج کنی که اون تاییدیه رو بگیری اون هم با هزار دردسر.

"من خیلی چیزا دیدم و شنیدم متاسفانه ولی چرا اون که باید نمی بینه"

پی نوشت۱: من دیدم یه دکتر نامرد بی مرام به نام دکتر صداقت باعث مرگ چند مریض شد و داشت مادر من رو به سوی اون سوق می داد که خدا خواست و مامان موند و خدا رو شکر بهتره

پی نوشت۲: وزیر بهداشت به جای اعلام آمادگی و کمک و هم دردی و آرام کردن مردم گفت : این موجی هست که تو ایران شروع شده چون ایران رو مدار سرطان هست و باید صبر کنیم که بره (بگو ماشالله) 

ایشالله همیشه سالم باشین خودتون و خانوادتون

التماس دعا

یاحق

بخشش باشد، عزت یاران به جا نشد

سلام

چند روز پیش بالاخره یه سری به گوگل ریدر زدم ببینم چیه مطالبی که دوستان گذاشته بودند جالب بود بین اونها این مطلب خیلی نظر من رو جلب کرد.

رضا دقتی یکی از عکاسان معروف ایرانی است که جوایز متعددی هم در این مورد کسب کرده. ایشون در یکی از مصاحبه هاش یک خاطره ای رو از سفرشون نقل کردند که من از منبع خبر این رو می زارم :

در این گفت‌وگو به موضوع جالبی اشاره می‌کند و آن سفرش به چین و دیدار از یک قوم ایرانی بوده است. رضا می‌گوید:

«چهارده سال پیش من در یکی از سفرهای خودم در کوه‌پایه‌های هیمالیا در طرف چین یه یک گروه  بیست‌وهفت‌هزار نفره که در یازده دهکده در ارتفاع چهارهزار متری زنده‌گی می‌کنند، برخورد کردم.

البته اخبارشان را کم کم از جاهای مختلف شنیده بودم و توانستم از حکومت چین، آن موقع اجازه بگیرم که بتوانم به آن‌جا بروم، چرا که تمام آن منطقه برای خارجی‌ها بسته است و اکثر خارجی‌ها سیزده یا چهارده سال پیش، اجازه‌ی رفتن به خیلی از جاهای آن را ندارند.

باورتان نمی‌شود که اولین برخورد ما با این‌ها مثل این بود که سعدی شیرازی، حافظ یا فردوسی جلوی ما نشسته بودند. آن‌ها با همان زبان صحبت می‌کردند بسیار زیبا. فارسی که هیچ‌گونه خدشه‌ای در آن وارد نشده است، هیچ‌گونه کلمه و لغتی از چیزهایی که جدید هستند در آن نیست و دِه به دِه که ما می‌رفتیم مردم از دِه می‌آمدند.

شنیده بودند که یک ایرانی آمده است. تمام مردها و زن‌ها با دایره و دف و رقص و آواز آمده بودند به پیشواز ما و چیزی که جالب بود، این بود که آن‌ها نی‌هایی داشتند که بسیار صدای سوزناکی داشت. سوزناک‌تر از این من هیچ‌وقت نشنیده بودم.

یک آلت موسیقی بسیار کوچکی بود مثل استخوان. من پرسیدم که این نی از کجا است؟ گفتند که این نی بال عقاب است، یعنی نی را از بال عقاب می‌سازند و آن‌وقت بود که فهمیدم سوزناکی آن از چه بوده است.

وقتی که مردمی دعوت می‌‌کردند که بیایید داخل خانه ما چایی بخورید ما زیاد نمی‌توانستم بمانیم و سلامی می‌کردیم و وقتی که می‌خواستیم برویم یک جمله که یادم است و می‌خواهم بگویم تا شما ببینید که فارسی آن‌ها چه‌گونه بود.

معمولن ما مثلن یک هم‌چین چیزی می‌شنویم که می‌گویند نشد که خدمت بکنیم، یا نماندید یک چایی بخورید، آن روستایی تاجیک این دِه، نگاهی کرد به ما و گفت: «بخشش باشد، عزت یاران به جا نشد». ببینید چه‌قدر زیبا! بخشش باشد عزت یاران به جا نشد و خود همین اصلن شعر است.

ادامه نوشته